ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
91
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
ملك ميل او داشت 44 كه ملك تسليم او نمايد . ملك نصرة الدين برادر ركن الدين خبردار شده لشكر جمع كرد و با برادر جنگ كرد مدت هشت ماه جنگ بود در اين مدت قريب پانصد نفر به قتل آمد تمامى محصولات تلف شد و اسپان ضايع شدند . بالاخره سادات و مشايخ در ميان افتاده قرار دادند كه حدود غربى هيرمند از ركن الدين محمود باشد و شرقى تعلق به ملك نصير الدين « 1 » داشته باشد و ملك نصرت و برادران نيز با او باشند ركن الدين [ به ] نيه بازگشت و مردم خود در برزه و پشت زره بگذاشت . بار ديگر ملك نصير الدين « 1 » خلاف عهد كرد و نوكران شاه ركن الدين محمود را بيرون كرد و به نيه مراجعت كردند . بار ديگر ركن الدين محمود به سيستان آمد به طرف اوق و پشت زره و خرابى كرد و باز به نيه شد تا ملك نصير الدين « 1 » به جوار رحمت حق سبحانه پيوست . و در آن محل ركن الدين محمود به شكار رفته از اسپ افتاده و پاى او شكسته بود ، مدت يك سال خانهنشين بود به سيستان نتوانست رفت بعد از [ 40 ش ] يك سال مردم زره آمده ملك را به رفتن سيستان تحريك نمودند و شاه نصرت جميع خزانهاى پدر را بر لشكر صرف نموده شهر را قايم و مستحكم نموده بود . ركن الدين محمود را به محفه به سيستان آوردند و تمامى مردم مواضع و بلوكات سيستان به خدمت او شتافته به غير از مردم شهر كه با ملك نصرت بودند ، به در شهر جنگ شد ، تا چند ماه جنگ بود بسيارى از مبارزان هلاك شدند . بالاخره مشايخ و علماء در ميان افتاده صلح كردند برنهجى كه در زمان ملك نصير الحق [ و الدين ] شده بود كه محال و مواضع غربى هيرمند از ملك ركن الدين محمود باشد و شهر و محال شرقى از ملك نصرت برادر او باشد و فيما بين ايشان وصلت و دوستى شد . پسران و دختران خود با يكديگر دادند و بقيهء عمر ميانهء ايشان دوستى بود و با يكديگر
--> ( 1 ) - در اصل : نصر الدين .